منوی اصلی

صفحه نخست

تماس با ما

لینک ها

 

راز مصباح ستیزی !

  ارسال شده در تاریخ: ۲۹ مرداد ۱۳۸۸ | ساعت ۱۸:۵۶ | کد خبر: | بازدید:

راز مقابله و تخریب استاد مصباح یزدی را باید در سالهای نه چندان دور جستجو کرد . موقعی که اصلاح طلبان درصد حذف اصل ولایت فقیه بودند و خواستار دمکراسی صرف از نوع غربی بودند استاد مصباح یزدی جزو معدود افرادی بود که سینه سپر می کرد و توهینها را به جان می خرید و از جایگاه ولایت فقیه دفاع می کرد.

کسانی که در دوران دفاع مقدس در جبهه ها حضور داشتند احتمالا به خاطر دارند که امام راحل اطاعت از فرمانده را برای نیروهای زیر دست واجب کرده بودند. بر اساس نظر امام تخلف از فرمان یک فرمانده گروهان برای یک بسیجی نافرمانی خدا و گناه محسوب می شد. طبیعتا از لحاظ عقلی هم درست است چرا که اگر قرار باشد نیروهای تحت فرمان یک نفر هر کدام ساز خود را بزنند اصل هدف زیر سئوال می رود.

فکر می کنم آوردن مثال فرمانده گروهان در تبیین سخنان اخیر استاد مصباح یزدی که با واکنشهائی همراه بود کافی باشد . استاد اخیرا فرموده است که “زمانی که رهبر انقلاب حکم رئیس جمهور را تنفیذ کرده است، اطاعت از وی (احمدی نژاد) همانند اطاعت از خداوند است.” استاد در تبیین سخنان خود ولی فقیه را جانشین امام زمان (عج ) معرفی کرده و تصریح کرده است : ” وقتی رییس جمهوری از جانب رهبری نصب و تایید می شود به عامل او تبدیل شده و از این پرتو نور بر او نیز تابیده می شود ” . اما چه شده است که در مقابل سخنان او اینقدر واکنش نشان داده می شود بطوریکه سایت الف وابسته به احمد توکلی در واکنش به سخنان استاد تیتر کرده است که : ” اطاعت از رئیس جمهور اطاعت از خدا نیست “.

در این باب نکاتی قابل عرض دارم :

۱ – راز مقابله و تخریب استاد مصباح یزدی را باید در سالهای نه چندان دور جستجو کرد . موقعی که اصلاح طلبان درصد حذف اصل ولایت فقیه بودند و خواستار دمکراسی صرف از نوع غربی بودند استاد مصباح یزدی جزو معدود افرادی بود که سینه سپر می کرد و توهینها را به جان می خرید و از جایگاه ولایت فقیه دفاع می کرد.

۲- مصباح ستیزی یکی از پروژه های اصلی برای حذف ولایت فقیه است چرا که رهبر معظم انقلاب چندی پیش او را مطهری زمان لقب دادند و گفتند : ” امروز امثال آقای مصباح جای شهید مطهری و علامه طباطبائی را یکجا پر کرده است . ” طبیعتا چنین جمله ای به مذاق برخیها خوش نیامد که چرا ما مطهری و علامه طباطبائی زمان نباشیم. در ضمن تخریب یکی از بازوان اصلی حامی ولی فقیه می تواند به حذف ولی فقیه کمک کند.

۳- استاد مصباح از مروجان اصلی اسلامیت نظام است. طبیعتا مقایسه او با اسلام طالبانی و القاعده و نظیر اینها می تواند اسلامیت نظام را خدشه دار کند و گرنه دشمنان نظام با دمکراسی از نوع غربی آن مشکلی ندارند.

۴ – استاد مصباح با استدلالهای فیلسوفانه خود القاءات افراد برای خدشه در ارکان نظام اسلامی را خنثی کرده است. به عنوان مثال وقتی برخیها ولایت فقیه را دور باطل می دانستند ( مردم خبرگان را انتخاب می کنند خبرگان رهبر را رهبر شورای نگهبان را و شورای نگهبان صلاحیت اعضای خبرگان را تائید می کند ). او قاطعانه پاسخ می داد که خبرگان ولی فقیه را انتخاب نمی کنند بلکه ولی فقیه در جامعه وجود دارد و نائب عام امام عصر عج محسوب می شود و خبرگان او را کشف می کنند . طبیعتا جوابهای این چنینی القاءات آنها را خنثی می کرد.

۵ – همه می دانیم که استاد مصباح از لحاظ سطح سواد بالاتر از امثال احمدی نژاد است. استاد قصد داشته با این جمله ولایت پذیری خود را نشان بدهد . کما اینکه وقتی رهبری حکم رئیس جمهور را تنفیذ می کنند این حکم را مشروط تنفیذ می کنند و آن را تا زمانی می دانند که رئیس جمهور حرکت در راه مستقیم داشته باشد. مشخص است که  استاد مصباح در گفتن اینکه زمانی که رهبر انقلاب حکم رئیس جمهور را تنفیذ کرده است، اطاعت از وی همانند اطاعت از خداوند است به مشروط بودن این موضوع نظر داشته است .

۶ – اینکه برخیها می گویند چرا آقای مصباح در زمان خاتمی از رئیس جمهور منصوب رهبری این قدر حمایت نمی کرد هم جواب مناسبی دارد . در دوره آقای خاتمی بسیاری از اصلاح طلبان ولایت فقیه را خدشه دار می کردند و آقای خاتمی هم در مقابل این هجمه ها از ولایت فقیه دفاع نمی کرد . طبیعتا میزان حمایت از دولتها باید متفاوت باشد. رهبر معظم انقلاب آن زمان در دانشگاه شریف تصریح کردند : ” به نظر من همه باید به مسئولان دولتی کمک کنند و از آنها حمایت کنند تا زمانی که آنها از خط مستقیم اسلام و امام خارج نشده باشند. ” بر اساس این معیار حمایت از دولتها هم متفاوت است.

یک نکته هم به آقای توکلی عرض کنم. سایت آقای توکلی در ماجرای مشائی تایمر نصب کرده بود تا بگوید احمدی نژاد ولایت پذیر نیست. بعد از آن ماجرا رهبری در مراسم تنفیذ دوباره از احمدی نژاد حمایت کرد و او را پرکار شجاع و هوشمند خواند. انتظار داریم آقای توکلی هم ولایت پذیری خود را نشان دهند و احمدی نژاد را حداقل درحد یک فرمانده گروهان قبول داشته باشند و اطاعت کنند! البته ما نیازی به نصب تایمر نداریم چرا که اگر دیر هم بشود قبول داریم.

نکته پایانی هم اینکه ما می دانیم آنهائی که تا انتقاد کوچکی از آنها می شود با پتک ” من یار امامم ” بر سر ما می کوبند حتی در زمان امام هم تلاش داشتند بیشتر نظر خود را به امام تحمیل کنندتا اینکه مطیع او باشند. بعدها مشخص شد که آنها به عقاید امام کاری نداشتند و فقط از اسم امام استفاده می کردند و می کنند . آنها امروز جزو مصباح ستیزان درجه یک هستند. از آنها و باقی دوستان خواهش می کنم ما را معذور بدارند اگر در ولایت پذیری مطهری و علامه طباطبائی زمان هنوز تردیدی به خود راه نداده ایم!

عفو بفرمایند اگر ما اعلام می کنیم که برای اطاعت از فرمانده گروهان هم آمادگی داریم تا چه برسد به فرمانده کل قوا !

قلم پرس/نقی مختاری



نظرات کاربران


۷ پاسخ to “راز مصباح ستیزی !”

  1. حسین صدیقی گفت:

    برادر بزرگوار جناب اقای نقی مختاری،
    با سلام و عرض خسته نباشید، متاسفانه حوزه کاری بنده با آنچه شما در این مقاله به آن پرداخته اید همخوانی ندارد و اظهار نظر خاصی در این رابطه ندارم و لی به خوبی می دانم کشوری که فقط روزی ۳ میلیون بشکه نفت تولید می کند وضعش خیلی باید از این که هست بهتر باشد ( سرمایه گذاری در صنایع پائین دست بماند) حال اگر رهبریت این کشور در دست کسی باشد که نایب امام زمان هم باشد که چه بهتر و گرنه بایستی در چیزی شک کرد.
    ———————————–
    پاسخ:
    جهت اطلاع دوستان ، نویسنده ی این متن جناب نقی مختاری هستند و راز مصباح ستیزی اقتباس از سایت «قلم پرس » است.

  2. حسین گفت:

    آقای مختاری، با سلام و عرض تبریک به شما به دلیل توناییهای بیشمارتان از جمله حذف وجدان از وجودتان. انگار نه انگار که در جامعه چه اتفاقاتی که به اسم امام زمان نمی افتد بهتر است جهت برائت امام زمان از کارهایی که در جامعه اتفاق می افتد فکری کرد. یک نمونه از آن استمداد زن مسلمانی است که در زیر فریاد ” هل من ناصرا ینصرونی؟” سر میدهد. ما که از ترس تجاوز در حکومت اسلامی از ولی فقیهی که شما در مطلبتان اشاره فرمودید می ترسیم:
    احمد زیدآبادی، روزنامه نگار و سخنگوی ادوار تحکیم وحدت به شدت تحت فشار است تا تعهد دهد کار سیاسی و مطبوعاتی را برای همیشه کنار خواهد گذاشت. این روزنامه نگار سرشناس ایرانی از نیمه شب ۳۱ خرداد ماه بازداشت و به مکانی نامعلوم منتقل شده است. او روز دوشنبه برای اولین بار با خانواده اش در زندان اوین در شرایطی دیدار کرد که وضعیت جسمانی و روحی مساعدی نداشت. خانم مهدیه محمدی، همسر احمد زیدآبادی در حالی از همسرش با روز سخن می گوید که به شدت ملتهب و نگران است و در طول مصاحبه نمی تواند از گریه خوداری کند.

    همسر احمد زیدآبادی با تکذیب خبر بستری شدن همسرش در بیمارستان به روز گفت: در قسمت اداری زندان اوین همراه با وکیل با همسرم ملاقات کردیم. آقای زیدآبادی خیلی لاغر و ریش هایش بلند شده بود و می گفت روزی که او را به دادگاه آورده بودند صورت او اصلاح شده بود.

    خانم زیدآبادی به نقل از همسر دربندش گفت: آقای زیدآبادی از اول دستگیری در اعتراض به بازداشت غیرقانونی و رفتارهای خارج از قانون دست به اعتصاب غذا زده بود. در این مدت او را در سلولی زندانی کرده بودند. در تمام این مدت هیچ کسی سراغ او نرفته بود؛ نه صدایی، نه نوری. تا اینکه به شدت حالش بد می شود و آنها مجبور می شوند بعد از ۱۷ روز پزشکی بالای سر او بیاورند. آن پزشک به او می گوید خیلی ها آزاد شده اند و هیچ کسی از تو و اعتصاب غذایت خبر ندارد و اینگونه فقط خود را به کشتن میدهی. به هر حال آن پزشک احمد را متقاعد کرده بود که اعتصاب غذایش را بشکند.
    وی افزود: از روز بازداشت تا ۳۵ روز آقای زیدآبادی در سلولی که سکوت محض بر آن حاکم بوده نگهداری شده؛ در این مدت هیچ کسی سراغ او نمی رفته و غیر از روزی که پزشک بالای سرش رفته و او را متقاعد به شکستن اعتصاب غذا کرده، هیچ احدی را در این ۳۵ روز ندیده بود و فکر میکرده که همه آزاد شده اند. خود آقای زید آبادی می گوید جایی مثل قبر بوده و در حقیقت او را بایگانی کرده بودند.

    به گفته خانم محمدی، آقای زیدآبادی بعد از ۳۵ روز قرار گرفتن در آن شرایط، دچار حالت جنون می شود و قصد خود کشی می کند، اما چیزی برای خودکشی پیدا نمی کند و شروع به داد زدن و فریاد کشیدن می کند که متوجه می شوند و می بینند که احمد دارد دیوانه می شود؛ بعد از آن او را به سلول انفرادی دیگری منتقل کرده اند.
    همسرآقای زیدآبادی توضیح داد: احمد می گفت انگار توی قبر بودم میخواستم خودم را بکشم اما هیچ چیزی برای اینکار پیدا نکردم.
    بازجویی احمد زیدآبادی ۳۵ روز پس از بازداشت و بعد از انتقال به سلولی جدید شروع شده است. آقای زیدآبادی به همسرش گفته که اول در بند ۲ الف سپاه بوده اما اکنون نمیداند در کجا زندانی است و بازجویان هیچ چیزی علیه او ندارند. زیدآبادی در بی خبری مطلق بوده و هیچ گونه اطلاعاتی از بیرون نداشته است. به او گفته بودند همه اعتراضات تمام شده و اکثر زندانی ها آزاد شده اند.
    خانم محمدی همچنین گفت که بازجویان به شدت احمد را تحت فشار قرار داده اند که تعهد دهد کار سیاسی و مطبوعاتی را برای همیشه کنار بگذارد و به هیچ عنوان کار سیاسی و مطبوعاتی انجام ندهد.
    خانم زیدآبادی که به شدت متاثر و نگران سلامتی همسرش است در پایان می گوید: از هر انسانی که یک ذره وجدان دارد خواهش می کنم به داد ما برسد
    ————————
    پاسخ:
    دوست گرامی،متن آقای مختاری همانطور که در حاشیه سایت نیز می بینید اقتباس است،از این پایگاه( پایگاه خبری قلم پرس).
    البته ، نظر شما مرتبط با موضوع متن فوق نبود ولی بخاطر احترام به افکار و آرائ شما آن را منتشر کردیم.
    با تشکر«حرف ما»

  3. کیومرث گفت:

    اطاعت از رییس جمهور؟ حتی بنی صدر؟ واجب بود؟
    ———————-
    پاسخ:
    حتی اطاعت از بنی صدر مادامی که طبق قانون و نظر ولی فقیه عمل کنه!

  4. مهدی گفت:

    سلام
    خوب بود
    موفق باشید

  5. رضا گفت:

    منظورتان از آیت الله مصباح یزدی کیست؟
    -همان آقای تقی گیوه چی یزدی نتیجه (فرزند نوه ) خاخام اسحاق یزدی خاخام معروف یهودیان یزد و ایران در قرن ۱۲ هجری است ؟
    - همان که مطرود امام بود؟ همان که امام هرگز ایشان را مخاطب قرار نداد ؟
    - همان که هرگز چه در زمان طاغوت و چه پس از انقلاب و چه زمان جنگ هرگز کلمه ای در دفاع از انقلاب و امام نگفت و ننوشت؟
    - همان که در سال ۶۸ جامع المقدمات دست گرفت و گفت : “آقا سید علی اول از روی این کتاب بی غلط بخواند و بعد ادعای فقاهت کند” ؟
    -همان که جکم فتک و غیله صادر کرده است و رسول الله صادر کنندگان حکم فتک را لعن ابدی کرده است؟
    -همان گه سفرهای بی خساب و شمارش به انگلیس و کانادا و ارتباط با باندهای مخوف یهودی آنجا اظهر من الشمس شده است؟
    وای بر بیشرمان مسلممان نمایی که از یهودیان آنوسی حمایت میکنند!
    ——————————
    پاسخ:
    اتهامهایی که وارد کردید و نقل قولهای شما را خودتان مخصوصا در این ماه رمضان باید اثبات کنید اما چند نکته که «حرف ما» است را به اطلاع می رسانیم:
    ۱.موسسه ای که با نام امام خمینی(ره) و با مدیریت آیت الله مصباح فعالیت می کند با دستور مستقیم امام خمینی (ره) احداث و اداره شد.
    ۲.این نقل قول از آقای مصباح در مورد رهبر را حتما از منبع موثقی شنیده اید اما
    موثق تر از آن سخنان آقای مصباح در مورد اطاعت محض از ولایت و سخنان عظیم رهبر در مورد آیت الله مصباح که ایشان را علامه طباطبایی و مطهری زمان ما خواندند را نیز بشنوید.
    مطمئن باشید منابع این سخنان از نقل قولهای شما معتبر تر هستند.
    ۳. دو لینک زیر با منابعش سخنان و اتهامات شما را رد می کند:
    http://mesbahyazdi.org/farsi/?other_view/index.htm
    http://www.iranemoaser.com/default.aspx?culture=fa-IR&pageid=201
    4.البته توهین های شما دور از شان و تعقل و تفکر مخاطبین «حرف ما» است منتهی بجهت اینکه فردا ما را هم یهودی و صهیونیست نخوانید آنها را منتشر ساختیم
    ۵. بعد از اتهام زنی بهتر است چند کتاب از مجموعه عظیم کتب ایشان را بخوانید تا متوجه شوید آیا غیر از مباحث عقلایی و فلسفی و حدیث چیز اضافی خلاف شرع در سخنان این دانشمند بزرگ پیدا می کنید؟

  6. بنده گفت:

    باید پذیرفت که عده ای که امروز، خود را دنباله روی خط امام و اندیشه های امام می دانند، در حقیقت چون ایشان یک حقیقت اثبات شده و پذیرفته شده توسط مردم است و نمی توانند بر خلاف ایشان بتازند، خود را مطیع ایشان می دانند. اما کسانی که امروزه، همان حرف های امام را می زنند، به تحجر محکوم می شوند. جالب است بدانید که معاویه در نامه ای به امام حسین علیه السلام در ده سالی که در زمان امامت ایشان زنده بود، می گوید: تو خودت را با کریم اهل بیت مقایسه می کنی؟! یعنی کسی که خود، قاتل آن امام عزیز بوده است، خود را مطیع خط ایشان معرفی می کند! نکته: همیشه اطاعت از ولی زنده و حی سخت است. چون ممکن است حکمی دهد که خلاف هوای نفس و تشخیص ما می زند. اما با حرف های مانده از یک ولی رفته، می توان یک جور کنار آمد و آنرا تحریف کرد.

  7. ل. بیگدلی گفت:

    موضوع انتخابی بسیار خوب بود.
    .

    خداوند خود تاکید بر عبرت آموزی از تاریخ دارد.قرآن…
    در کلام ائمه هم این موضوع به وضوح به چشم میخورد. کافیست فقط یک نهج البلاغه را ورق زد …
    .
    گاهی نمیدانم چرا جامعه از گذشته ی نزدیک خود عبرت نمی گیرد.
    .
    بهشتی ستیزی ها را فراموش کرده اند و …
    .
    نکند روزی چون آنانی شویم که شهید بهشتی را از دست داده بودند و فرصت حلالیت خواهی نداشتند!
    .
    ( به شخصه از این موضوع و نظر دوستان بسیار استفاده کردم. سوالاتی داشتم که به آنها پاسخ داده شد. هرچند بخشی از آنها در جلسه ای که دو روز پیش در خدمت استاد مصباح بودیم برطرف شده بود)

ارسال یک پاسخ