|
|
ارسال شده در تاریخ: ۱۳ شهریور ۱۳۸۸ | ساعت ۲۳:۰۸ | کد خبر: | بازدید: |
|
علي ابطحي ،موسوي و كروبي را عامل اصلي ميداند، سعيد شريعتي( عضو شوراي مركزي مشاركت) نيز همينطور.ولي متهمين آزاد شده ي رده چندم چيز ديگري مي گويند!آزاد شده ها همان حرف هاي قبلي را با لحني ملايم تر تكرار مي كنند.كمي به خودمان بياييم!چرا بايد اعترافات مسخره ي ابطحي را باور كنيم؟دوست داشتم بگويم اين آدمها زير شكنجه اعتراف مي كنند اما .... |
بسم الله الرحمن الرحیم
چهار جلسه از دادگاه متهمان حوادث پس از انتخابات برگزار شد . دادگاهی که برای اولین بار پس از انقلاب و یا شاید در طول تاریخ ایران افرادی را در این سطح محاکمه می کند!آدمهایی مثل میردامادی( دبیرکل حزب مشارکت)،بهزاد نبوی(وزیر صنایع دوران میرحسین،عضو هیئت رئیسه مجلس ششم)،مصطفی تاج زاده(معاون سیاسی وزارت کشور در دولت اصلاحات) سعید حجاریان (نیروی خارج شده از اطلاعات،تئوریسین سیاسی جبهه اصلاحات، حرفه ای در طراحی عملیات های روانی)محمد علی ابطحی(معاون پارلمانی خاتمی) و…..
اسم این آدمها آنقدر بزرگ است که انسان به سختی باورش می شود آنها حالا بعنوان متهم باید در پیش گاه دادگاه پاسخگوی اعمالشان باشند. اما سخت نه بخاطر اینکه گناهی مرتکب نشده و خبطی نکرده اند بل بخاطر قدرت نفوذ سیاسیشان و قدرت چانه زنی هایی که می شد صورت گیرد تا آنها اکنون در این جایگاه نباشند.
البته بعید به نظر می رسد که چانه زنی وجود نداشته و نفوذی اعمال نشده . منتهی جای مسرت آنجاست که شاید برای اولین بار این گونه اعمال تاثیری برحال این نوع متهمین و تاثیری بر روند پیگیری اتهاماتشان نداشته است.
موضوعی که بیش از خود متهمین و جایگاه و نفوذشان ، ذهن نخبگان سیاسی جامعه را مشوش ساخته اعترافات آنهاست. ظرف حدود ۷۰ روز پس از اعتراضات سازماندهی شده ،ظرف حدود ۷۰ روز پس از بیانیه های احزاب بزرگ مخالف دولت در مورد ابطال آرا و پس از آن همه مواضع بدبینانه نسبت به سلامت انتخابات که در بین این طیف مرسوم بود اکنون همه ی این جمع بدون استثنا بر خلاف بودن مواضع گذشته ی خود اعتراف می کنند!

علی ابطحی ،موسوی و کروبی را عامل اصلی میداند، سعید شریعتی( عضو شورای مرکزی مشارکت) نیز همینطور…. ولی متهمین آزاد شده ی رده چندم چیز دیگری می گویند!آزاد شده ها همان حرف های قبلی را با لحنی ملایم تر تکرار می کنند.
کمی به خودمان بیاییم!چرا باید اعترافات مسخره ی ابطحی را باور کنیم؟چطور میتوانیم آخرین پست قبل از دستگیری او را بخوانیم و بعد باور کنیم که بله این مرد تغییر کرده!؟چطور می شود نوشتار های چندین سال اخیر سعید حجاریان در مورد طرحهایی برای تبدیل ولایت فقیه به موجودی بدون کاربرد و تزئینی مثل ملکه انگلیس را بخوانیم و بعد باور کنیم که این همان سعید حجاریان است و حالا متواضعانه پذیرفته که از مسیر انقلاب و امام منحرف شده و برای جبران اشتباهاتش از حزب کناره گیری می کند!
دوست داشتم بگویم این آدمها زیر شکنجه اعتراف می کنند اما حقیقتش این است که اینطور نبوده. زندان بانها هرچقدر خود سر هم می بودند نمی توانستند کوچکترین گزند روحی یا جسمی به این آدمها وارد کنند!چرا؟ خوب معلوم است! دودمانشان بر باد می رفت.هیچ کس نفوذی که آنها دارند را ندارد!
پس این اعترافات از چه ناشی می شود؟؟چرا تئوریسینی که اکبر گنجی ها زیر دست او پرورش یافتنه اعتراف می کند؟چرا حجاریان ،عطریانفر وابطحی اینقدر ساده اعتراف می کنند؟

برای من واضح و مبرهن است که این اعترافات دروغ محض است. اعترافاتی را که ما داریم می شنویم تاکتیکی دیگر در جهت بازگشت به خانه ی اول است.سالهای نه چندان دور رهبری از کم رنگ شدن مرز ها خبر داد، از اینکه نباید مرزها را شکست…..رهبر خوب تشخیص داده بود با شکستن مرزها و کم رنگ شدن مرز تشخیص دوست از دشمن سخت می شود! و منافقین داخلی محیط فعالیت بیشتری را دارا می شوند.کمرنگ شدن مرزها باعث می شود که خاتمی ، یا میرحسین مشروعیت تمام نهادهایی را که امام تعیین کرده بود به سخره بگیرند و باز دم از امام بزننند!همنطور کمرنگ شدن مرز یعنی وضعیتی پیش بیاید که با همان اصطلاحاتی که در اعترافات بکار بردی نبردی دوباره را در زیر نقابی محکمتر بر علیه مفاهیم عمیق همان اصطلاحات براه اندازی!
این اعترافها فقط یک تاکتیک است. درست مثل عقب نشینی های تاکتیکی در میدان جنگ.سعید حجاریان،ابطحی،عطریانفر با زبان روزه و با لحن ایمانی و با یاد امام و شهدا و عذر خواهی از رهبر معظم انقلاب اعتراف می کنند که مسیر را اشتباه رفته اند اما هنوز دلبسته ی نظام هستند.ابطحی نوکر منتظری دم از امام و رهبری میزند! و خاشعانه عذر می خواهد .این عذر خواهی نه در اثر شکنجه ونه در اثر بازگشت فطری بلکه برای کم شدن شدت مجازاتها و احیانا استفاده از عفو! است.همانگونه که پس از حرفهایش امکان مرخصی،استفاده از اینترنت و… را دارا شد.ولی پس از آزادی روز از نو روزی از نو!!!!
نهادهای قضایی،اطلاعاتی و رسانه ها نباید گول این حرفها را بخورند و مانند پدری که خرسند از سربه زیر شدن فرزندش است به رویش لبخند بزنند و از کرده هایش بگذرند،نباید اجازه داد مرزی را که با این هزینه ی سنگین دوباره حدودش مشخص شد برای بار دیگر کم اهمیت و کم ارزش تلقی شود.اگر مرز مخدوش شود کارزار به جاهای خطرناکتری میرسد!
داشت می رسید…مگر ندیدید؟
نظرات کاربران
ارسال یک پاسخ
|
یک اشتباه بزرگ کرده اید
از کجا این افراد هر یک در سلول انفرادی به هم به یک نتیجه رسیدند که با هم عقب نشینی کنند
آنم درست به همان نحو که دادستان نوشته و دیکته نموده است
پاسخ:
بدلیل اینکه این تیم از قبل تمام برنامه های آینده و موقعیت های احتمالی را هماهنگ می کنند.این اتفاق در جریان کنفرانس برلین نیز افتاد و این جریان از تجربیات آن و تجربه های دیگر براحتی میتواند استفاده کند.
برای اثبات فرضیه دوستمون یه مثال که همه باهاش سر و کار داشتیم می زنم.
کوچیک هامون وقتی داخل کوچه برا بازی می رفتیم و و شلوغ بازی در می آوردیم. مامان باباها تهدید می کردند و ما گوش نمی کردیم.وقتی به خونه می آمدیم گرفتار می شدیم و بایستی کتک می خوردیم در آن لحظات بهترین راه برای کتک نخوردن : اعتراف و عذر خواهی و تعهد دادن برا تکرار نکردن خطا بود . ولی همین که عفو شامل حال ما می شد بدتر از گذشته … و این سیکل ادامه پیدا می کرد تا وقتی که دیگه هیچ کتک و تهدید … اثر نمی کرد چون نبض کتک مامان باباها و در رفتن از آن تو دستمون بود…
اینها هم دارن بازی در می آرن :و می دونن بهترین راه اینه که یه اعتراف و عذر خواهی انجام بدند. بعدش یکی دو سال حبس تعزیزی و سپس عفو و بعد آن می رن آنور آب…. و بعضی هاشون هم برنامه ریزی برای گرفتن پست…
سلام علیکم
امیدوارم که به سزای اعمالشان برسنند این شیاطین
شنیدن اعترافات این عده چند احتمال را در ذهن ایجاد می کند:
۱. این افراد، واقعا در زندان و در انفرادی و شاید هم در اثر صحبت با چند نفر کار کشته با عقیده مستدل، فکر کرده اند و به این نتیجه رسیده اند که باید در افکار خود تجدید نظر کنند.
۲. این اعترافات، یک عقب نشینی تاکتیکی باشد. در این صورت، ضعیف و تو خالی و پوشالی بودن این افراد، روشن می شود. شما فکر می کنید اگر امام خمینی یا خدای نکرده رهبر عزیز انقلاب را یک سال هم در انفرادی نگه دارند، ذره ای از آن چیزی که با ایمان و اعتقاد کامل به آن رسیده اند، بر می گردند؟
۳. این اعترافات، ناشی از ترس محاکمه شدن و مجازاتی باشد که در انتظار آنهاست. در این فرض هم، همان توخالی و ضعیف بودن آنها در عقیده شان واضح می شود.
با سلام- این حضرات چنان دقیق در چند سال برنامه نویسی -طراحی و…. کردند .که فراتر از تفکر انسانهای معمولی هست.دقیقا این صحبتها هم در راستای همان طرحها و نقشه هاست – عطریانفر حرف زیبائی زد -گفت من در مقابل بازجوهای ساواک مقاومت میکردم (اشاره به اینکه کسی با زور نمیتواند از من حرف بشنود)امروز که دارم حرف میزنم دلیلش این است که متنبه شدم؟؟؟!!!
باور کنید -حجاریانی که به دستورش چنان همسر سعید امامی را شکنجه کرده بودند.که در بیمارستان بقیة الله آورده بودنش نه کلیه هاش کار میکرد-و استخوانهای کف پاش زده بود بیرون؟؟؟؟!!! الله اکبر الله اکبر -خود سعید امامی هم قبل از مرخصی از بیمارستان مرد-به همین راحتی- حالا این طراح سیاس زیرک که شاگرد کوچکش اکبر گنجی است و شیطان بیاد بیاد درس بگیره طرف دو ماه متوجه اشتباهش شده- نه به خدا — میخوام بگم بعید نیست -هنوز در بعضی جاها عقبه اینها باشند-
در کتاب ” فردا شکل امروز نیست” اثر نادر ابراهیمی، مصاحبه ای وجود داره با یک ساواکی، مصاحبه در سال ۵۸ صورت گرفته.
.
من پیشنهاد میکنم این نوشته رو حتما و حتما بخونن…بی نهایت جذاب و جالبه. در اصل این کتاب یک اثر فوق العاده است.
.
هرچند تا حدودی مقایسه شاید درست نباشه اما بخوانید و کمی مقایسه کنید این اعترافات رو!