منوی اصلی

صفحه نخست

تماس با ما

لینک ها

 

ارتداد

  ارسال شده در تاریخ: ۷ خرداد ۱۳۸۹ | ساعت ۹:۳۰ | کد خبر: | بازدید:

پروفسور «مارسل بوازار» استاد حقوق دانشگاه ژنو چنین نوشته‌اند: «علت سخت‌گیری اسلام درباره مرتد شاید بدان جهت باشد که در نظام حکومتی و سیستم اداری جوامع اسلامی، ایمان به خدا صرفاً جنبه اعتقادی و درون قلبی نداشته بلکه جزء بندهای پیوستگی امت و پایه‌های حکومت است؛ به‌طوری‌که با فقدان آن، قوام جامعه متلاشی می‌شود و مانند قتل نفس یا فتنه و فساد است که نمی‌تواند قابل تحمل باشد»






عقیده از آن جهت که امری درونی و قلبی است، اصولا با موضوع «حقوق» ارتباط نمی‌یابد؛ بلکه اظهار عقیده یا اقدام عملی مبتنی بر عقیده است که موضوع حقوق قرار می‌گیرد. زیرا عقیده یک امر درونی و قلبی است، درحالی‌که موضوع حقوق «رفتارهای اجتماعی» است و قوانین حقوق برای تنظیم روابط اجتماعی وضع می‌شوند. از این جهت اموری چون اعتقادات که صرفاً جنبه شخصی و فردی دارند، در حوزه اخلاق مطرح هستند و قانون اجتماعی و حقوق به آن‌ها نمی‌پردازد. عقیده تابع دلیل است، اگر دلیل بود، عقیده هم هست و اگر دلیل خدشه‌دار شد، عقیده هم رخت برمی‌بندد.
اما درمورد رابطه میان ارتداد در اسلام با آزادی بیان،  به اموری چند باید توجه کرد:

چنان‌که برخی به نقل از پروفسور «مارسل بوازار» استاد حقوق دانشگاه ژنو چنین نوشته‌اند:
»
علت سخت‌گیری اسلام درباره مرتد شاید بدان جهت باشد که در نظام حکومتی و سیستم اداری جوامع اسلامی، ایمان به خدا صرفاً جنبه اعتقادی و درون قلبی نداشته بلکه جزء بندهای پیوستگی امت و پایه‌های حکومت است؛ به‌طوری‌که با فقدان آن، قوام جامعه متلاشی می‌شود و مانند قتل نفس یا فتنه و فساد است که نمی‌تواند قابل تحمل باشد»
قرآن از کسانی یاد می‌کند که با شناخت این حقیقت همواره ایجاد اختلال در محور ایمانی مردم بودند و می‌کوشیدند از این طریق جامعه اسلامی را از درون متلاشی سازند؛
»
وَ قالَتْ طائِفَةٌ مِنْ أَهْلِ الْکِتابِ آمِنُوا بِالَّذِی أُنْزِلَ عَلَى الَّذِینَ آمَنُوا وَجْهَ النَّهارِ وَ اکْفُرُوا آخِرَهُ لَعَلَّهُمْ یَرْجِعُون«
و جمعی از اهل‌کتاب)از یهود) گفتند: (بروید در ظاهر) به آن‌چه بر مومنان نازل شده، در آغاز روز ایمان بیاورید و در پایان روز، کافر شوید (و باز گردید) شاید آن‌ها )از آیین خود) باز گردند؛ (زیرا شما را، اهل‌کتاب و آگاه از بشارات آسمانی پیشین می‌دانند و این توطئه کافی است که آن‌ها را متزلزل سازد(
و مرحوم طبرسی در تفسیر مجمعالبیان درذیل این آیه شریفه آورده است: عده‌ای از دانشمندان یهود با یکدیگر تبانی کردند که صبحگاهان بدون اعتقاد قلبی به اسلام تظاهر کنند و در آخر روز از اسلام برگردند و بگویند ما صفات محمد ـ صلّی الله علیه و آله ـ را از نزدیک مشاهده کردیم، ولی آن چه در تورات و بیانات علمای خود شنیده بودیم، با صفات او منطبق نبود. این عمل باعث خواهد شد که مردم درباره دین اسلام تردید کرده و بگویند: اهل کتاب که از ما آگاهترند، چنین برداشتی از پیامبر دارند، پس بدون تردید دین اسلام دین الهی نیست.
یکی از نویسندگان عرب دراین‌باره خصوص مینویسد: «در همه نظامهای سیاسی اقدام برای براندازی جرم است و چون در نظام سیاسی اسلام پایه و اساس آن را عقیده دینی تشکیل میدهد، ازاین‌رو «ارتداد» اقدام برای براندازی تلقی می‌شود. در حقیقت همه نظامهای حقوقی و از جمله اسلام اتفاق نظر دارند که براندازی، اقدامی مجرمانه و قابل تعقیب و مجازات است و آن‌چه تفاوت بین اسلام و قوانین امروزی است، تحلیل آن‌ها از موضوع ارتداد است که از نظر فقه اسلامی مصداق براندازی شمرده می‌شود؛ زیرا مکتب زیربنای نظام اسلامی است و برای پاسداری از کیان نظام به ناچار باید جلوی ارتداد را گرفت، ولی در نظامهای سیاسی دیگر چون دین نقشی در نظام اجتماعی ندارد و دولت صرفاً بر مبنای قوانین بشری شکل میگیرد، بنابراین تعبیر عقیده دینی، براندازی به حساب نیامده و منع قانونی ندارد. ولی به‌هر‌حال در آن نظامها نیز نسبت‌به تفکری که اساس نظم اجتماعی مقبول را مورد تهدید قرار میدهد، چنین حساسیتی وجود دارد و با آن برخورد می‌شود.» نظیر همین برخورد، کم و بیش در دیگر نظامها نسبت به اشاعه افکار و اندیشههایی که بنیاد آن نظامها را تهدید کند وجود دارد؛ نمونه بارز آن برخوردی است که با اندیشههای ضد یهود از سوی برخی نظام‌های سیاسی وفادار به صهیونیسم صورت میپذیرد و حساسیتی که در این مورد وجود دارد تا آن‌جا است که از هرگونه انتقاد به صهیونیسم جلوگیری می‌شود. جالب این است که این‌گونه اقدامات، خلاف جهان‌شمولی حقوق بشر تلقی نمی‌شود.

یکی از این بنیادها عبارت است از اومانیسم- در برابر خدا محوری- که حقوق بشر غربی متأثر ازآن است؛ به‌همین جهت در اعلامیه جهانی حقوق بشر، اثری از مبدأ پیدایش انسان به چشم نمیخورد و انسان به عنوان یک امر بریده از مبدأ خویش مورد توجه قرار دارد و خدا و حاکمیت او بر انسان و ولایت حقه او بر هستی از نگاه این اعلامیه مورد بی‌اعتنایی واقع شده است. درحالی‌که در جامعه دینی، مرتد از آن جهت که حق دینی و الهی جامعه را مخدوش میسازد، مورد تعقیب است.
بنیاد دیگر آن نسبیگرایی است که حقیقت مطلق و محوریت آن را انکار می‌کند. بدیهی است با نگاه نسبیگرایانه در حوزه معرفت شناختی، دیگر تلاش برای دستیابی به حقیقت، معنا و مفهوم نخواهد داشت تا هدف از آزادی عقیده و بیان آن، دستیابی فرد و جامعه به حق و حقیقت باشد. در این دیدگاه، آزادی ارزش نخستین و نهایی است و برای خودش مطلوب است؛ درحالی‌که از نگاه دین حکمت محور و عقل مدار، آزادی نیز همچون هر پدیده دیگری هدفمند و آرمان مدار است. آزادی عقیده و بیان برای رسیدن به حقایق عالم و جدایی حق از باطل مورد پذیرش و احترام است.
اعلامیه جهانی حقوق بشر هرگز بیان نکرده است که هدف بشریت و جامعه انسانی چیست و دستیابی به چه آرمانی برای او آزادی عقیده و بیان را ضروری ساخته است. چون در نگاه تدوین‌کنندگان این اعلامیه اساساً انسان بدون مبدأ تصویر شده است یا اساساً‌ تعریفی از این مبدا برای انسان ارائه نشده است.
در یک جمع‌بندی باید گفت که اولا عقیده یک امر درونی و آزاد است؛ اما اظهار و انعکاس بیرونی آن به جهت تاثیراتی که در جامعه می‌گذارد، از محدودیت‌هایی برخوردار است که اختصاص به اسلام ندارد تا جهان‌شمولی حقوق بشر را خدشه‌دار کند. در جوامع غیراسلامی نیز به عنوان مثال اعتقادات منتهی به تروریسم مورد محدودیت شدید قرار می‌گیرد؛ زیرا عواقب ضداجتماعی آن برای نظام‌های سیاسی غیرقابل تحمل است. در اسلام نیز اظهار برگشت از دین که نه صرفا به جهت شبهه بلکه از روی عناد باشد، به دلیل عواقب ضداجتماعی آن غیرقابل تحمل است. ۱. حکم ارتداد در اسلام به فلسفه نظام اجتماعی اسلام بازمی‌گردد و از آن‌جا که رکن قوام جامعه اسلامی ایمان و مذهب است، «با توجه به آیات مربوط به ارتداد این‌گونه به نظر می‌رسد که اسلام با این کار درصدد آن است که حصار ایمان اسلامی را حفظ کند. درحقیقت اسلام بعد از این‌که مردم ایمان آوردند، نظام اسلامی را مکلف کرده که از ایمان مردم حفاظت و حراست کند؛ چنان‌که خداوند در قرآن در آیه ارتداد «مَنْ کَفَرَ بِاللَّهِ مِنْ بَعْدِ إِیمانِهِ إِلاَّ مَنْ أُکْرِهَ وَ قَلْبُهُ مُطْمَئِنٌّ بِالْإِیمانِ» که درباره عمار یاسر وارد شد در آخر آیه می‌فرماید: «ذلِکَ بِأَنَّهُمُ اسْتَحَبُّوا الْحَیاةَ الدُّنْیا عَلَى الآخِرَةِ» علت خشم الاهی بر مرتدین و کسانی که از دین خارج شده‌اند این است که این‌ها زندگی و عشرت دنیوی و هوای نفسانی را برخواست معنوی و قلبی و فطرت انسانی خود و بر آخرت ترجیح دادند. بنابراین مساله فقط عوض شدن یک اعتقاد نبوده است، بلکه آن است که کسانی به‌خاطر جاذبه‌های مادی و تأمین هواهای نفسانی حاضر شده‌اند به حیثیت نظام اسلامی لطمه بزنند و به آن پشت کرده و ایمان اسلامی را رها کنند که سخت‌گیری اسلام در رابطه با این عملکرد است.» 4. ازسوی دیگر آزادی عقیده و حقوق بشر در بستر غربی آن بر مبانی و بنیادهایی استوار است که با پذیرش آن‌ها، حکم ارتداد و نظایر آن غیرقابل پذیرش خواهد بود.

 




نظرات کاربران


ارسال یک پاسخ